فاطمه حسن زاده | شهرآرانیوز، کمی دورتر از هیاهوی گوشخراش شهر، آنسوتر از برجهای سر به فلک کشیده مشهد، زنی پرتلاش و خوشرو با سرانگشتان هنرمندش به نخهای بیروح جان میدهد؛ نخهایی که قرار است رنگ بگیرند، نقاشی شوند و بعد، در قالب تابلوفرشها و فرشهای ایرانی بدرخشند و چشم هر بینندهای را خیره کنند.
اسمش مریم میری است؛ از همان دههشصتیهای پرانرژی که حالا سیزده سال تجربه هنریاش را برایم شبیه قصه تعریف میکند. آنقدر به کارش مسلط است که انگار مادر نخهایی است که روی بندها آویزان شدهاند تا زیر وزش باد خشک شوند و راهی خانه مشتری شوند. وقتی کار را شروع میکند، گویی با نخها حرف میزند؛ به آنها میگوید آبی شوند یا سبز، نیلی باشند یا خاکستری. رنگها هم فرمانبردارند؛ با جادوی تجربه، به تیره و روشن و سایهدار و بیسایه درمیآیند و نخهای بیجان را به رنگینکمانی زنده بدل میکنند.
مریم از سال ۱۳۹۰ طراحی فرش را آغاز کرده است. کاردانی نقاشی ایرانی و کارشناسی گرافیک دارد و حالا در محدوده شاهنامه و نزدیکی بنای هارونیه، کارگاهی دنج برای خودش ساخته؛ کارگاهی که بیشتر شبیه بوم نقاشی است تا محل کار. همین که واردش میشوی، آنقدر گرمای رنگها تو را در بر میگیرد که یادت میرود اصلاً برای چه آمدهای.
این کارگاه، حاصل سالها تجربه، آزمون و خطاست. مریم کار طراحی فرش را از یک شرکت آغاز میکند؛ جایی که بهعنوان کارمند نمونه هم معرفی میشود، اما جدایی از همان مجموعه، نقطه شروع مسیر مستقل اوست.
«از سال ۹۰ کارم را شروع کردم. در شرکت دارکوب طراح فرش بودم و حتی طراح نمونه شدم. آنجا آقای خراسانی با صبوری طراحی فرش را به من یاد داد و همیشه خودم را مدیون او میدانم. رنگرزی را هم اتفاقی یاد گرفتم؛ یکبار که رنگرزها اعتصاب کرده بودند، خودم دست به کار شدم. فکر میکردم کار خیلی پیچیدهای باشد، اما وقتی انجامش دادم دیدم چقدر شیرین است.»
حدود یک سال بعد، از شرکت جدا میشود. تصمیمی که در ابتدا قرار نبود به راهاندازی یک کسبوکار شخصی ختم شود، اما حمایتهای داییاش همهچیز را تغییر میدهد.
«داییام مدام میگفت برای خودت شرکت بزن. هم حمایت روحی کرد، هم مالی. اول فقط یک دیگ روحی و یک پاتیل مسی داشتیم. مدتی حتی در زیرزمین خانه کار میکردم. او برایم استادهای زیادی مثل استاد صباغ و استاد احمدی را هماهنگ کرد. بعد از آن، دیگر تجربه بود و آزمون و خطا. رنگرزی کاری است که تا واردش نشوی، یادش نمیگیری. رنگها اخلاق دارند؛ هرکدام دهها و حتی گاهی بیش از صد طیف دارند و نمیشود همه را با یک فرمول درآورد.»
فرایند رنگشدن نخها، مسیری طولانی و حساس است. الیاف ابتدا خیس میشوند، رنگ رقیقشده وارد دیگ میشود، اسید لازم اضافه میشود و بعد، دما و زمان با دقت کنترل میشود تا نخ آسیب نبیند. همهچیز به تجربه بستگی دارد؛ تجربهای که ذرهذره به پاتیل اضافه میشود.
مریم نخها را بوم نقاشی خودش میداند:
«چون نقاشی بلدم، روی بوم کاغذ با گواش خیلی راحت رنگ درمیآورم، اما نخ تهرنگ دارد و این کار را سختتر میکند. با این حال نقاشی کمک بزرگی به من کرده است. مثلاً برای خلق یک تابلوفرش پاییزی، گاهی بیش از هفتاد رنگ استفاده میشود. من از روی عکس، نقشه میزنم، بعد با نرمافزار تفکیک رنگ و وزن نخ را درمیآورم، اما مقدار دقیق هر رنگ و طیف و تیرهروشنکردنها کار خودم است. هر روز بهتر میشوم؛ نخی که پنج سال پیش رنگ میکردم با نخ امروز زمین تا آسمان فرق دارد.»
او نخها را خوب میشناسد؛ آنقدر که میتواند با یک نگاه، جنس و رنگ مناسب هر کدام را تشخیص دهد. رنگها یا گیاهیاند یا شیمیایی و مریم طرفدار رنگهای گیاهی است.
«رنگهای گیاهی از دل طبیعت میآیند، نه به انسان آسیب میزنند و نه به محیط زیست. هرچه بیشتر شسته شوند، زیباتر میشوند و ماندگاری بالاتری دارند. بهترین دیگ برای این کار هم دیگ مسی است. رنگرزی گیاهی آزمون و خطای زیادی دارد و گرانتر است، اما طرفدار خودش را دارد. در رنگ شیمیایی با سرقاشق رنگ کار میکنیم، اما در گیاهی کیلو کیلو مواد مصرف میشود.»
او از گیاهانی مثل اسپرک، پوست گردو، برگ گلابی، روناس و نیل استفاده میکند. نیلی که باید از خارج وارد شود.
«گاهی یک رنگرزی چهار ساعت زمان میبرد. اگر بخواهی به رنگ دلخواه برسی، باید رنگ را نوازش کنی.»
به گفته این بانوی هنرمند، در خارج از کشور به دلیل اصالت فرش ایرانی، علاقه زیادی به فرشهای کف وجود دارد؛ حتی برخی از این فرشها را به دیوار میکوبند. او در کارگاهش هم سفارش رنگرزی نخ میپذیرد و هم بافندههایی دارد که بافت فرش و تابلوفرش را انجام میدهند.
اما تحریمها کار را سخت کردهاند.
«نخ از کیلویی ۴۰ هزار تومان به ۵۰۰ هزار تومان رسیده، ابریشم از ۱۰۰ هزار تومان به چهار میلیون. گرانی همهجا موج میزند.»
مریم میری تاکنون چند ورکشاپ زیر نظر میراث فرهنگی برگزار کرده و آموزشهای رنگرزی را بهصورت رایگان در اختیار علاقهمندان گذاشته است.
«زمان آموزش آزاد است. بیشتر خانمها خانهدارند و اولویتهای خودشان را دارند. کسی را مجبور به ساعت کاری نمیکنم. معتقدم باید نیروی باانگیزه تربیت کرد. حتی نخهایی که شاگردان خراب کردهاند را نگه داشتهام. هزینه مواد با خودم است، اما دوست دارم برای این هنر اصیل ایرانی، آدم کاربلد تربیت کنم.»
توصیههای مریم برای علاقهمندان ورود به این حوزه روشن است:
بازار فرش سخت و سنگین است. بدون علاقه و صبر نمیشود دوام آورد. آموزش دیدن ضروری است و بهتر است کار از رنگرزی شروع شود. بازار نوسان دارد، سرمایه میخواهد و پیشبینیپذیر نیست. با این حال، اگر عشق باشد، راه هم پیدا میشود.